close
چت روم
مدیریت بازرگانی
آخرین ارسال های انجمن

 

درآمد دولت از دو نوع مالیات ترکیب یافته بود : اول از خراج یا مالیات ارضی ، دوم گزیت یا مالیات سرانه .
زنان و کودکان و پیران از مالیات سرانه معاف بودند . مبنای وصول مالیات ارضی گریب یا جریب بود که تقریباً معادل دو هزار و چهارصد متر می باشد .
مالیات را معمولاً در سه قسط دریافت می داشتند که به اصطلاح آن روز سه مرک می گفتند . علاوه بر مالیات خراج و گزیت ، تقدیم تحفی نیز مرسوم بود که آن را آیین می نامیدند که در موقع شرف یابی به حضور شاهنشاه در عید نوروز و مهرگان تقدیم می کردند . از واردات ، عوارض گمرکی دریافت می داشتند .
دیگر درآمدها اتفاقی بود مانند گنج گاو و گنج بادآورده که به دست خسروپرویز افتاد . ونیز غنایمی که بر اثر فتح شهرهای دشمن بدست می آمد از درآمدهای اتفاقی بشمار می رفت .
مصارف دولت بیشتر عبارت بود از هزینة جنگ و مخارج دربار و حقوق مستخدمان دولت و انجام امور عام المنفعه از قبیل بنای پلها و تعمیر سدها .
در هنگام بر تخت نشستن شاه جدید همة سکه های خزانه را گداخته و باتمثال شاه نو ضرب می کردند .
ارز عمده ای که در هنگام صلح به ایران وارد می شد عبارت از مبلغ هنگفت پول طلایی بود که دولت ایران بابت نگاهداری در بندهای قفقاز از رومیان می گرفت .
رئیس دیوان محاسبات کشور را ایران آمارکار می خواندند که گاهی مقام وی معاونت بزرگفرمذار بود . عایدات سالیانة دولت در زمان خسروپرویز به 240میلیون درهم ، تقریباً معادل 294 میلیون مارک طلا بوده است .



لینک ثابت

درباره : تاریخچه حسابداری , اصول حسابداری 1 , مدیریت بازرگانی , مالیات ,
بازدید : 123
[ ] [ ] [ نویسنده : admin ] | نظرات ()

وقتي من يك كاري را دير تمام مي‌كنم، من كند هستم.

وقتي رئيسم كار را طول دهد، او دقيق و كامل است.

-

وقتي من كاري را انجام ندهم، من تنبل هستم.

وقتي رئيسم كاري را انجام ندهد، او مشغول است.

-

وقتي كاري را بدون اينكه از من خواسته شود انجام دهم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم.

وقتي رئيسم اين كار را كند، او ابتكار عمل به خرج داده است.

-

وقتي من سعي در جلب رضايت رئيسم داشته باشم، من چاپلوسم.

وقتي رئيسم، رئيسش را راضي نگاه دارد، او همكاري مي‌كند.

-

وقتي من اشتباهي كنم، من نادان هستم.

وقتي رئيسم اشتباه كند، او مانند ديگران يك انسان است.

-

وقتي من در محل كارم نباشم، من يك جايي خارج از محل كار در حال گشت‌زدن هستم.

وقتي رئيسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.

-

وقتي يك روز مرخصي استعلاجي داشته باشم، من هميشه مريض هستم.

وقتي رئيسم در مرخصي استعلاجي باشد، او حتماً خيلي بيمار است.

-

وقتي من مرخصي بخواهم، بايد يك جلسه دليل و توجيه بياورم.

وقتي رئيسم به مرخصي برود، بايد مي‌رفت چون خيلي كار كرده است.

-

وقتي من كار خوبي انجام مي‌دهم، رئيسم هرگز به خاطر نمي‌آورد.

وقتي من كار اشتباهي انجام دهم، رئيسم هرگز فراموش نمي‌كند.




لینک ثابت

درباره : تاریخچه حسابداری , اصول حسابداری 1 , مدیریت بازرگانی , طنز جالب , تفاوتهای من و رئیسم ,
بازدید : 160
[ ] [ ] [ نویسنده : admin ] | نظرات ()

رئيس

 

يك روز مسوول فروش، منشي دفتر و مدير شركت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند. يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي كنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه.

جن ميگه: من براي هر كدوم از شما يك آرزو برآورده مي كنم. منشي مي پره جلو و ميگه: «اول من ، اول من!... من مي خوام كه توي باهاماس باشم، سوار يه قايق بادباني شيك باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم»... پوووف! منشي ناپديد ميشه.

بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: «حالا من ، حالا من!... من مي خوام توي هاوايي كنار ساحل لم بدم، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي نوشيدني خنك داشته باشم و تمام عمرم حال كنم»... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه.

بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه. مدير ميگه: «من مي خوام كه اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شركت باشن»!

نتيجهء اخلاقي اينكه هميشه اجازه بده كه رئيست اول صحبت كنه.


مصاحبه شغلي


در پايان مصاحبه شغلي براي استخدام در شركتي، مدير منابع انساني شركت از مهندس جوان صفر كيلومتر ام آي تي پرسيد: «و براي شروع كار، حقوق مورد انتظار شما چيست؟»

مهندس گفت: «حدود 75000 دلار در سال، بسته به اينكه چه مزايايي داده شود.»

مدير منابع انساني گفت: «خب، نظر شما درباره 5 هفته تعطيلي، 14 روز تعطيلي با حقوق، بيمه كامل درماني و حقوق بازنشستگي ويژه و خودروي شيك و مدل بالاي در اختيار چيست؟»

مهندس جوان از جا پريد و با تعجب پرسيد: «شوخي مي كنيد؟!»

مدير منابع انساني گفت: «بله، اما اول تو شروع كردي.»


كسي حاضر نبود داوطلب شود!


مدير و 10 نفر از كاركنانش از طناب بالگردي كه در صدد نجات آنها بود، آويزان بودند. طناب آنقدر محكم نبود كه بتواند وزن هر يازده نفر را تحمل كند. كمك خلبان با بلندگوي دستي از آنها خواست كه يك نفرشان داوطلب شود و طناب را رها كند. البته، داوطلب شدن همانا و سقوط به ته دره همان و به ظاهر كسي حاضر نبود داوطلب شود. دراين هنگام، مدير گفت كه حاضر است طناب را رها كند ولي دلش مي خواهد براي آخرين بار براي كاركنان سخنراني كند.

او گفت: چون كاركنان حاضرند براي سازمان دست به هر كاري بزنند و چون كاركنان خانواده خود را دوست دارند و درمورد هزينه هاي افراد خانواده هيچ گله و شكايتي ندارند و بدون هيچ گونه چشمداشتي پس از خاتمه ساعت كار در اداره مي مانند من براي نجات جان آنان طناب را رها خواهم كرد!

به محض تمام شدن سخنان مشوقانه و تحسين برانگيز مدير، كاركنان كه به وجد آمده بودند شروع كردند به دست زدن و ابراز سپاسگزاري از مدير


نامه انتقالي


رئيس يكي ازبخشهاي اداره كل ، طبق معمول ، يكروز صبح همكاران و كاركنان تحت مسئوليتش را جمع كرد و براي آنها لطيفه اي تعريف كرد و طبق معمول ، همه همكاران از خنده ريسه رفتند . اما يكي از كارمندان به لطيفه رئيس نخنديد . رئيس با تعجب و ناراحتي پرسيد ؟ مگر لطيفه ام خنده نداشت ؟ كارمند پاسخ داد : موضوع اين نيست قربان . نامه انتقالي من امروز مي آيد و از فردا ديگر كارمند قسمت شما نخواهم بود .



لینک ثابت

درباره : اصول حسابداری 1 , مدیریت بازرگانی , طنز جالب , طنز مدیریتی ,
بازدید : 130
[ ] [ ] [ نویسنده : admin ] | نظرات ()

 

يك مشاور مي‌ميرد و در آن دنيا در صفي كه هزاران نفر جلوي او بودند براي محاسبه اعمالش مي‌ايستد. اندكي نگذشته بود كه فرشته محاسب ميز خود را ترك مي‌كند و صف طولاني را طي كرده و به سمت مشاور مي‌آيد و به گرمي به او سلام كرده و احترام مي‌گذارد. فرشته، مشاور را به اول صف برده و او را بر روي مبل راحتي كنار ميزش مي‌نشاند.

مشاور مي‌گويد: "من از اين توجه شما سپاسگزارم، اما چه چيزي باعث شده كه اين گونه با من رفتار كنيد؟"

فرشته محاسب مي‌گويد: "ما براي افراد مسن احترام ويژه‌اي قائل مي‌شويم. ما يك پردازش اوليه بر روي تمامي كارنامه‌هاي اعمال انجام داده‌ايم و من ساعاتي را كه شما به عنوان ساعات مشاوره براي مشتريان خود اعلام كرده‌ايد جمع زدم. بر اساس محاسبه من، شما حداقل 193 سال سن داريد!"



لینک ثابت

درباره : تاریخچه حسابداری , اصول حسابداری 1 , مدیریت بازرگانی , طنز جالب , مشاور پیر ,
بازدید : 124
[ ] [ ] [ نویسنده : admin ] | نظرات ()

 

 

اعتبار خريدار (Buyer’s Credit):

اعطاي تسهيلات به خريداران يا كارفرمايان خارجي جهت خريد كالا و خدمات ايراني در چارچوب قرارداد تأمين مالي را اعتبار خريدار مي نامند.

اين نوع تسهيلات با هدف فراهم نمودن امكان فروش مدت دار كالا و خدمات اعطاء مي گردد. خريدار/ كارفرماي خارجي تمايل دارد وجه كالا يا خدمات دريافتي را به صورت مدت دار بپردازد در حاليكه فروشنده پيمانكار ايراني ترجيح مي دهد وجه مربوطه را بصورت نقدي دريافت كند. در اينجا بانك مي تواند بصورت واسطه مالي ايفاي نقش نمايد. وجه مربوط را به فروشنده/ پيمانكار ايراني بصورت نقدي پرداخت و در سررسيد (هاي) مقرر از خريدار/ كارفرماي خارجي و يا بانك ايشان دريافت مي كند.

اين تسهيلات به خريداران خارجي كالا و خدمات ايراني كه حداقل 60٪ ارزش آن كالا ساخت ايران و يا 60٪ ارزش آن خدمات توسط متخصصان ايراني قابل ارائه باشند، پرداخت مي شود به اين ترتيب كه پس از صدور كالا يا خدمات مورد نظر بانك از جانب خريدار خارجي يا بانك وي حداكثر 85٪ ارزش سياهه تجاري را به صادركننده ايراني پرداخت مي نمايد و خريدار خارجي يا بانك وي وجه مربوطه را علاوه بر سود متعلقه در سررسيدهاي مقرر به بانك بازپرداخت مي نمايد. (فروش مدت دار)

 

ريفاينانس:

به موجب بخشنامه شماره 1113/60 مورخ 31/6/1383 بانك مركزي استفاده از خطوط اعتباري كوتاه مدت بين بانكي حداكثر يكساله جهت گشايش اعتبارات اسنادي بابت واردات كالا را اصطلاحا" ريفاينانس گويند.

كليه وارد كنندگان كالا و خدمات مي توانند اقدام به گشايش اعتبارات اسنادي با استفاده از خطوط اعتباري بين بانكي نمايند.

            وارد كننده ايراني مي تواند نسبت به خريد كالا به صورت مدت دار اقدام نمايد و وجه كالاي وارداتي را بصورت اقساطي پرداخت نمايد. در حاليكه فروشنده، وجه كالاي خود را به صورت نقدي در زمان ارائه اسناد حمل دريافت مي نمايد.

تفاوت:

    در اعتبار خريدار، خريدار خارجي تأمين مالي مي گردد و در ريفاينانس خريدار ايراني تأمين مالي مي گردد.

            در اعتبار خريدار كالا يا خدمات توسط فروشنده ايراني صادر مي گردد. در ريفاينانس كالا توسط خريدار ايراني وارد مي گردد.




لینک ثابت

درباره : مدیریت بازرگانی , فاینانس , ریفاینانس ,
بازدید : 114
[ ] [ ] [ نویسنده : admin ] | نظرات ()

 

مدیریت بازرگانی که دانشی نو پا و سرآغاز ان از بوستون آمریکا بوده‌است به بحث پیرامون چگونگی کنترل سود و سرمایه و هزینه و استفاده بهینه از امکانات می‌پردازد. تیلور پایه گذار این علم در مکتب کلاسیک بوده‌است. اما نقطه عطف مدیریت دکتر دمینگ است که در دهه ۱۹۴۰ ژاپن را دگرگون کرد. از استادان مدیریت در ایران می‌توان دکتر علی اکبر افجه‌ای و دکتر علیشری طالقانی را نام برد. از دیگر بحث‌های مدیریت بازرگانی بازاریابی می‌باشد که در سالهای اخیر به جایگاه باارزشی دست یافته‌ است و به عنوان علم مطرح گردیده‌است.



لینک ثابت

درباره : مدیریت بازرگانی , مدیریت بازرگانی چیست؟ ,
بازدید : 122
[ ] [ ] [ نویسنده : admin ] | نظرات ()



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • جوان فروم